تبليغاتX
شکست عشق...
شکست عشق...
درباره وبلاگ


سلام من سارینا هستم سابقه شکست عشقی. به زور شکست به خوردمون دادن هر چی گفتیم نمی خوریم گفت باید بخوری(زمونه) حالا بی خیال چرا گریه میکنی.ببین اگه دیدن کردی و نظر ندادی نفرین می کنمااااااااااااااااااااااااااا نظر یادت نره اااااااااااااااااااااااااااااا فدات


کد تصاویر تصادفی در وبلاگ تولز

كد آهنگ

كد موسيقی

کد رایگان چت روم دنیا
 
جمعه پانزدهم آبان 1388 :: 16:8 :: نويسنده : سارینا
سلاااااااااااااااااااام

بچه ها واستون یه چت رووم زدم ایشاللا که مورد استفاده قرار بگیره

 

 
جمعه هشتم آبان 1388 :: 20:21 :: نويسنده : سارینا

نگران حال بیزارم نباشید

 نگران قلب بیمارم نباشید

 نگو به فکر فرصت دوبارم

 برای دل بریدن وقت ندارم

 حالا دست از دنیا کشیدم تا نباشم

 دل از دنیا بریدم  که بی همدم نباشم

 خدا کنه حسرت دیدنم روی قلبت بمونه

 خدا کنه یکی بیاد نمک رو زخمت بپاشه

 هر روز وهر وقت که یاد من بیفتی

 یکی باشه هر نفس یاد پشیمونیت بیفتی

 راه برگشتی میون ما نباشه

 پلی از وصل و وصال دل نباشه

 خاک و ترجیح میدم به حرفای دروغت

 مرگ و دوست دارم با نبودت

 چشم به راه من نباش دیگه نمیام

 میرم از پیشت دیگه تو رو نمیخوام

 چه بهتر که نباشی با خیانت

 چه بهتر که نباشم با ریاضت

 
شنبه یازدهم مهر 1388 :: 20:8 :: نويسنده : سارینا
سلام 

یه سوال :

به نظر شما ازدواج خوبه یا بد

       و چرااااااااااااااا؟؟؟؟

 
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 :: 18:26 :: نويسنده : سارینا

 

رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟ با هم باز ميشن - با هم بسته ميشن - با هم ميخندن - با هم گريه ميکنن - با هم ميچرخن . جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکي رو نميبينه . دوستي يعني اين !!!! حالا دقت کردي اين دو تا چشم فقط زماني که يه دختر جلوشون ظاهر ميشه يکيشون بسته ميشه و اون يکي باز ميمونه (چشمک) . نتيجه گيري اخلاقي : دختر حتي بهترين و محکم ترين روابط دوستي رو بهم ميزنه ...

                                                                    

 
سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 :: 18:15 :: نويسنده : سارینا
Image and video hosting by TinyPic گفتم نرو پرپر میشم
 
گفتی: میخوام رها باشمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: آخه عاشق شدم
 
گفتی:میخوام تنها باشمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: دلم
 
گفتی: بسوزImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: یه عمری باز هنوز
 
گفتم: پس عمرم چی میشه Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: هدر شد شب و روز
 
گفتم: آخه داغون میشم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: به من خوش میگذره
 
گفتم: بیا چشمام توییImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: آخر کی میخره
 
گفتم: منو جنس میبینی Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: آره بی قیمتی
 
گفتم: یه روز کسی بودم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic با من نکن بی حرمتی
 
گفتم: صدام میمیره باز Image and video hosting by TinyPic
 
گفتی: با درد بسوز بساز Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم : حالا که پیر شدم
 
گفتی: که از تو سیر شدم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم: تمنا میکنم
 
گفتی: میخوام خردت کنم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم: بیا بشکن تنو
 
گفتی: فراموش کن منوImage and video hosting by TinyPic
 
 
پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 :: 16:56 :: نويسنده : سارینا
   

 

مردم دوستی علی (علیه السلام) و علی دوستی مردم، یکدیگر را تصدیق می کنند و نشان می دهند که بزرگ، کسی است که دوستدار نیکی باشد و در راه آن شهید شود. علی (علیه السلام) همان شهید بزرگوار است.

در میان انسانها، خوبی های بسیار سراغ داریم که مورد توجه و علاقه آنها هستند، هر گاه به خیر و نیکی ستمی برسد، در واقع به همه انسانها ستم شده است و هر گاه خیر و نیکی مورد تعظیم قرار گیرد همه انسانها مورد تعظیم قرار گرفته اند.

اگر صفحات تاریخ را بررسی کنید. این حقیقت مسلم را می یابید که در میان شخصیت های بزرگ، کمتر کسی را می توان یافت که همانند علی بن ابی طالب (علیه السلام) مورد علاقه و محبت و تعظیم و تجلیل و حمایت انسانها قرار گرفته باشد و حوادث و وقایع زندگی او، این چنین مورد توجه قرار بگیرد.

این محبت در دلها موج می زند و وجدان آدمی را از انحراف حفظ می کند و در عرصه تابش آن باطل و تبهکاری خوار می گردد.چنین محبتی انسان را در پناه حق قرار می دهد و وجدان او را نگهبان و پاسداری می کند.

حتی در این محبت آنچنان خاصیت شگفت انگیزی است که ملوان کشتی را که از بالا و پایین دچارحادثه گشته و مسافرانش غرق شده یا در آستانه غرق شدن هستند و بادهای مخالف از هر سو او را تهدید می کند نجات می دهد.

آری علی (علیه السلام) در گذرگاه تاریخ به عنوان امام حق و نیکی همانند کوهی استوار قرار گرفته به گونه ای که حوادث کوبنده و بادهای سخت آن را متزلزل نمی کند.

آنان که با علی بن ابی طالب(علیه السلام) دشمنی می کردند خود گمراه شدند و دیگران را هم گمراه ساختند، سرانجام سربه زیر خاک فرو بردند و خاموش شدند و از آنها نام و نشانی جز لعن و نفرین انسانهای خشمگین باقی نماند.

وجدان پاک انسانها درباره آنها این طور قضاوت کرد که از بین رفتند و ذلیل شدند.

اگر گناه و زشتی و تبهکاری در پیشگاه وجدان انسان ارزش داشته باشد، آنها هم ارزشی دارند. 

 پسر ابوطالب شعله ای فروزان در دلها و حرارتی نیرو بخش در جانها و منطقی شفابخش درعقلهاست. او را سخنی است حکیمانه و اخلاقی است بزرگوارانه، خداوند هرگز آسمان را زمین، و زمین را آسمان نمی کند! تاریخ گواه صحت این مدعاست.

شخصیت علی (علیه السلام) از هر جهت برای مردم شگفت انگیز است. رشته محبت او از هر طرف به قلب های ایشان پیوند یافته است. بسیارند کسانی که درباره این گوهر یکتا سخن گفته اند و شگفتی و محبت خود را ابراز داشته اند، همه آنها در یک نقطه تلاقی می کنند و بر سر یک موضوع اتفاق نظر دارند که علی(علیه السلام) نمونه والای فکر و بیان است.

او شخصیتی است که به نور وجدان روشن می شود. از همین جهت است که او سزاوار شگفتی و شایسته محبت عمیق است.

در میان مردم هستند کسانی که نشان پیامبری بر سینه اسرار آمیز علی (علیه السلام) می زنند. این مساله چندان تعجب آور نیست، زیرا یکی از بارزترین صفات علی (علیه السلام) این است که با مردان بزرگ جهان بشری در یک نقطه تلاقی می کند.

این مردان بزرگ نسبت به انسانها سمت پدری دارند، اما نه پدر جسمانی که به مساله زناشویی و تولید نسل مربوط می شود. بلکه پدری آنها نمونه ای از پیوند انسان به انسان و زندگی آنان به یکدیگر است.

بنابراین، پدری آنها وسیعتر وعمیقتر از پدری نسبی و معمولی است. این پدران انسانیت برتر و والاتر از آنند که در چارچوب ویژگی های قومی یا ملی محصور شوند. تاریخ کوشش کرده است که این کار را انجام دهد. اما آنها از هر قید و شرطی آزادند و تاریخ باید در این مورد کنار گذاشته شود.

از این جهت است که می بینید حضرت علی (علیه السلام) در جهان آن روز، همچون پدری روحانی است که بسیاری از مردم با همه اختلافاتی که داشتند خود را به او منسوب می کردند. آنها پناهگاهی می جستند که مظهر واقعی ارزشهای انسانی باشد. این پناهگاه کسی غیر از علی (علیه السلام) نبود. او پدر همه شهیدان است. فرزندان روحانی او با شهادت وی به خویشتن تسلیت گفتند.

 حضرت علی (علیه السلام) آن بزرگمردی است که وجدان بشری در برابر تاریکی های خود خواهی، از او روشنی می گیرد، همان خود خواهی هایی که زمامداران عصری علی (علیه السلام) و اکثر زمامداران تاریخ در آن سقوط کرده اند.

حضرت علی (علیه السلام) آن بزرگمردی است که وجدان ها و اندیشه ها را آنچنان به حرکت در آورد که در جریان خود دیگر به کمکی احتیاج پیدا نکرد و زمان و مکانی را در آن تاثیری نبود.

حق جویان و عدالت خواهان در میان مردم پناهگاهی جز علی(علیه السلام) نداشتند.

او پدری مهربان بود که سایه بلند خود را بر سر کسانی می گسترد که احساس می کردند بیداد گران عدالت را با ستم خود از بین می برند وعاطفه را با سنگدلی پایمال می کنند و نیکی را با تبهکاری نابود می سازند و دولت و سلطنت خود را براساس گناه و ظلم بنیانگذاری کرده اند.

پیروان امام که در ظلمات تاریخ با نور هدایت او گام برمی داشتند چنان دلهایشان از محبت او مالامال بود که زبان و قلم از شرح آن ناتوان است. جانبازی آنان در این راه به گونه ای است که در تاریخ نمونه آن را نتوان یافت.

        

 

 
سه شنبه هفدهم شهریور 1388 :: 18:33 :: نويسنده : سارینا
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

حالو احوالاتتون ؟؟؟

بچه ها امشب یکی از اون شباست که باید واسه خودت ثواب بچینی تو این شب از هرکسی ناراحتی ببخشش

خدا میگه ببخشش تا ببخشم

منو فراموش نکنیداااااااااااااااااااااااااااااااا واسه منم دعا کنید

التماس دعا

                                            بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 
پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 :: 19:53 :: نويسنده : سارینا
سلاااااااااااااااااااااااااااااااام

قالبم چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جون سارینا نظرتو بگو

 
جمعه ششم شهریور 1388 :: 16:26 :: نويسنده : سارینا
 

شوهر: سلام،من Log in کردم.

زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خريدی؟

شوهر: Bad command or File name

زن: ولی من صبح بهت تاکيد کرده بودم!

شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel

زن: خوب حقوقتو چيکار کردی؟

شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time

زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.

شوهر: Sharing Violation, Access Denied

زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود.

شوهر: Data Type Mismatch

زن: تو يک موجود بدرد نخور هستی.

شوهر: By Default

زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزی بخوريم.

شوهر: Hard Disk Full

زن: ببينم ميتونی بگی نقش من تو زندگی تو چيه؟

شوهر: Unknown Virus Detected

زن: خب مادرم چی؟

شوهر: Unrecoverable Error

زن: و رابطه تو با رئيست؟

شوهر: The only User with Write Permission

زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داری يا کامپيوترتو؟

شوهر: Too Many Parameters

زن: خوب پس منم ميرم خونه بابام.

شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed

زن: خوب گوشاتو بازکن، من ديگه بر نميگردم!

شوهر: Close all Programs and Logout for another User

زن: می دونی، صحبت کردن باتو فايده نداره، من رفتم.

 

نظر چی؟؟؟؟                                                          

                                                   یادت نره

 

 
سه شنبه سوم شهریور 1388 :: 18:52 :: نويسنده : سارینا
هيچ چيز تو دنيا بدتر از اين نيست كه عاشق باشي و بهت بگن دروغ ميگي تو منو بخاطر رو كم كني بقيه ميخواي
خيلي درد داره كه حتي مصلحت خودتو نخواي ولي بهت بگن عشق تو باعث ميشه كه از خودم بدم بياد
راستي اين نسبتهاي ناروا رو من از كي شنيدم؟
آهان هموني كه صداش بهم آرامش ميداد
با اينكه صداشو نشنيدم لحن صداش هميشه تو گوشم بود و برام آشنا
ولي ديگه داره همه چيزش يادم ميره و چه خوب
خدايا شكرت
فقط خداي من
ازت يه چيز ميخوام...
اگه يه روز تو اين دنياي كوچيك تو يك شهري و دياري واقعا ديدمش و باهام از نزديك روبرو شد بهم قدرت بدي تا بتونم بهش پشت كنم
همون كاري كه اون با من كرد..
 
 

كدهای جاوا وبلاگ